مشاهیر جهان

پوستم را درمیاورم

و تنم را روی چوب لباسی می آویزم .

و برای همیشه فراموش اش میکنم 

 

 

 

من 

زن شاعری را می شناسم 

 معشوقه اش را در کیفش حمل میکند

و شدیدا عاشق این جنازه است 

 

 

کارشان شده...

شبانه روز دست در دست هم دور تا دور شهر می چرخند 

می خندند

شعر می خوانند 

و 

تند 

تند 

برای هم سیگار 

آتش میزنند.

 

 

رونیس لاسنهک

مشاهیر جهان

💐🍃🌿🌸🥀

🍃🌺🍂

🌿🍂🌼

🥀

‏همیشه افراد ساکت را دوست داشته ام؛

هیچگاه نمیفهمی در حال رقصیدن در رویای خویشند و یا سنگینی بار هستی را به دوش می کشند

 

 

جان_گرین 🌹

 

🥀

🌿🍂🌼

🍃🌺🍂

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

مشاهیر جهان

🥀🌾

 

زندگی کردن یعنی رنج کشیدن

نجات پیدا کردن یعنی

یافتن معنا در رنج کشیدن...!

 

فردریش_نیچه 

 

جنبش ۱۵ دقیقه مطالعه در روز.

 

 

 

 

🥀🌾

مشاهیر جهان

🌱🍂🍃🌾

 

هر زنی که تواناییِ دوست داشتنِ تو را داشته باشد، می تواند مادرِ خوبی برایت باشد. مسئله ی هم خون بودن اصلا وجود ندارد و ساخته بشر است. مادر کسی نیست که تو را در شکمش دارد؛ مادر کسی است که تو را بزرگ می کند، یا مردی است که تو را بزرگ می کند!

 

#اوریانا_فالاچی | #نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشده |

 

جنبش ۱۵ دقیقه مطالعه در روز.

| #کتابخانه | 

 

 

 

🍂🍁🍂🥀🥀

مشاهیر جهان

 

بزرگترین جنایت های بشر به نام "عشق" اتفاق می افتند!

جانیان خطرناکی که با یک کارد کالبدشکافی، قلبتان را می شکافند و خونین کنار جاده رهایتان می کنند...

و میروند سراغ دیگری !

 

📚 اهمیت دل 

دانیل_استیل

🌸👼🏻💗

 

مشاهیر جهان

🔺زندگي، بازگشت انديشه ها، گفتارها و كردارهاي ماست كه دير يا زود به ما باز مي گردد.

 

اسکاول شین

✨💌🌙

 

مشاهیر جهان

ما همه شکستگی‌هایی داریم؛ و از طریق آنهاست که نور به ما وارد می‌شود.

 

ارنست_همینگوی #نويسنده_كتاب_پيرمرد_و_دريا جايزه_نوبل_ادبيات

 

مشاهیر جهان

#شعر

 

#باران

ناگهان این شکست.

این باران.

آبی‌ها که خاکستری شده‌اند

و قهوه‌ای‌ها که خاکستری شده‌اند

و زرد

که کهربایی بد رنگ.

 

در خیابانهای سرد

تن گرم تو.

در هر اتاقی که شد

تن گرم تو.

در میان همه مردمان

نبود تو

مردمانی که هستند همیشه

کسی غیرِ تو.

 

سالیان سال

آسوده بودم در کنار درختان

آشنا بودم با کوهستان.

شادکامی عادتم بود.

حالا

ناگهان

این باران.

 

 

جک_گیلبرت

مشاهیر جهان

شعر

 

– امروز چه روزى است؟

– ما خود تمامى ِ روزهاییم اى دوست

ما خود زندگى‌‏ایم به تمامى اى یار،

یکدیگر را دوست مى‏‌داریم و زند‌‏گى مى‏‌کنیم

زندگى مى‏‌کنیم و یکدیگر را دوست مى‌‏داریم و

نه مى‏‌دانیم زند‏‌گى چیست و

نه مى‌‏دانیم روز چیست و

نه مى‌‏دانیم عشق چیست.

 

 

ژاک_پره‌ور

مشاهیر جهان

من فکر میکنم 

آنچه موجب رنجش آدم‌ها از یکدیگر 

می‌شود اینست که : 

غالباً ما آدم‌ ها توقع داریم 

طرف مقابلمان به تمام وقایع دنیا 

از زاویه دید ما نگاه کند.. 

در صورتی که درون هر آدمی، 

دنیای متفاوتی وجود دارد که 

با پذیرش این تفاوت ها 

روابط شکل مناسب تری خواهند داشت.. 

 

 

گونترگراس

مشاهیر جهان

#شعر

 

سپس شب می‌شد

و ما به ستاره‌ها خیره می‌شدیم

تو

دنبال بزرگ‌ترین ستاره می‌گشتی

و من غرق در تو

پیِ چشمانت می‌گشتم

 

سردمان می‌شد

اما زیبا بود

آن روزهای دیر و دور

آن عاشقانه‌ها که دیگر کهنه شده‌اند.

 

 

تورگوت_اویار

مشاهیر جهان

#شعر

 

“من ام که پشت پنجره ها به انتظارم”

 

 

من ام که پشتِ همه یِ پنجره ها به انتظارِ توام

و

در تمامِ تلفن هایِ به صدا در نیامده

یا تلفن هایی که با تو ماه ها حرف زده ام.

قبول.

 

کاش یک بار در راه همدیگر را ببینیم

با آن هم تسلّی می یابم.

از شنیدنِ نام ام،

در صدایت منصرف شدم،

صدایت را که بشنوم،

سکوت خواهم کرد.

باد می وزد اما

آسیاب نمی چرخد.

خشکی یعنی این،

نام ات به نان بدل نمی شود.

 

تورگوت_اویار

مشاهیر جهان

عشق من در تن‌پوشی سپید

میان درختان سیب،

آن‌جا که بادهای مسرور

بزرگ‌ترین آرزویشان

در هم پیچیدن است.

آن‌جا که بادهای مسرور عشق‌بازی می‌کنند

با برگ‌های شادابِ افتان،

 

عشق من آرام

سایه‌اش را رو به چمنزار می‌گسترد؛

و آن‌جا که آسمانش

چون جام آبی کم‌نور است

بر فراز سرزمین خرّم

عشق من با جامه‌ای که 

در دستان ظریف و زیبایش گرفته

آرام، رهسپار می‌شود.

 

 

جیمز_جویس

مشاهیر جهان

مشاهیر جهان

.

وقتی تو می‌خوانی مرا

وقتی تو آوازم می‌کنی

صدایت

لایه‌ای از دانه روز بر می‌دارد

و پرندگان زمستانی

هم‌آوایت می‌شوند

گوش دریا

پُر است از زنگ و زنجیر و زنجره

از موج و اوج و حضیض

و من پُرم از تو

وقتی تو آوازم می‌کنی

 

 -پابلو نرودا-

مشاهیر جهان

‍ #سخنی_از_بزرگان 

 

 

 

 

 

انسان باید در طول زندگی هر روز کمی موسیقی گوش دهد کمی شعر بخواند و روزی یک تصویر زیبا ببیند تا علایق دنیوی نتواند حس زیبا شناسی را که خداوند در روح او قرار داده است را نابود کند.

 

 

 

 

گوته

 

 

 

 

 

 

 

 

مشاهیر جهان

#برشی_از_کتاب 

 

 

 

زنهای جذاب همیشه بیش از زنهای زیبا مرا مجذوب خود کرده اند. زنان زیبا به نظر میرسند که هرگز احتیاجی به کسی ندارند.

 

 

 

سگ_سفید 

رومن_گاری

مشاهیر جهان

#سخنی_از_بزرگان 

 

 

 

آدمی تا زمانی که سختی هایش را می فهمد، زنده است.

ولی وقتی سختی های دیگران را درک می کند ، آن وقت یک انسان است.

 

 

لئو_تولستوی 

 

 

مشاهیر جهان

‍ معرفی_کتاب 

 

 

روشی متفاوت در تربیت فرزند

 پو برانسِن 

 

 

این کتاب نوشته ی نویسنده آمریکایی پو برانسن می باشد.

این کتاب روشهای نوین در تربیت فرزند را برای خانواده ها ارائه می دهد‌.

 

در این کتاب می خوانیم:

به باور عامه، غریزه مادری امری ذاتی است.

زنان این اطمینان را دارند که اگر حتی تا قبل از سی سالگی از بچه‌دار شدن اجتناب کرده و یا غریزه مادری چندان بالایی نداشته باشند، هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد؛ چراکه به‌محض به‌دنیا آمدن نوزاد، هم‌زمان با ترشح هورمون‌ها، غریزه مادری به‌صورت سحرآمیزی شروع به فعالیت خواهد کرد.

به‌عنوان یک مادر، شما به‌خوبی می‌دانید که چه کارهایی باید انجام دهید و این فرآیند تا زمان بزرگ شدن کودک ادامه خواهد داشت. این تصور وجود دارد که این دانش، بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی زنان است.

 

در سایه این تصور غلط، ما واژه «غریزه» را، به اشتباه، معادل تجربیاتی که از پرورش فرزند به‌دست می‌آوریم، درنظر می‌گیریم. اما این نوعی تعمیم‌سازی افراطی اصطلاح «غریزه» است. در واقع، غریزه حقیقی ـ یا همان سائق زیستی که هنگام به‌دنیا آمدن فرزند، خودبه‌خود، شروع به فعالیت می‌کند ـ میل شدید به پرورش و حفاظت از کودک است. متخصصان مغز و اعصاب، محل دقیق شبکه عصبی مغز را که در آن این میل برانگیخته می‌شود، شناسایی کرده‌اند. والدین می‌توانند با اتکا به این میل، فرزند خود را بزرگ کنند، اما برای تربیت صحیح او به دانش موجود نیاز خواهند داشت.

 

به‌عبارت دیگر، غرایز ما قادر نخواهند بود بدون اتکا به دانش موجود، ما را در امر تربیت فرزند یاری رسانند.

 

بیشتر تحقیقات علمی قادر به پاسخگویی به نیازهای مجموعه رسانه‌ای نیستند. حداقل در مورد علم رشد کودک هیچ لحظه «هورا، آن را یافتم!» که با توصیف کلاسیک پیشرفت‌های علمی مهم تناسب داشته باشد، وجود نداشته است. عقاید جدید مطرح‌شده در کتاب حاضر، به جای اینکه ماحصل تحقیق یک محقق صِرف باشد، توسط محققان زیادی و بعضا ده‌ها محققی که در دانشگاه‌های سراسر کشور در حال تحقیق هستند مورد بحث و بررسی قرار گرفته و تأیید شده‌اند.

 

مشاهیر جهان

‍ برشی_از_کتاب 

 

 

 

 

به غیر از مسائلی که 

از لحاظ اخلاقی ناپسند هستند، 

دیگر هیچ چیز وجود ندارد که شما نباید آن را تجربه کنید ...

همه ورزش‌ها را امتحان کنید، درس بخوانید،

 تا آنجا که می‌توانید دوست پیدا کنید و عاشق شوید، 

کار کردن با بیل را یاد بگیرید،

 رانندگی بیاموزید

 و به کوهپیمایی بروید...

یک بار تجربه هرکاری ، بهتر از تجربه نکردن آن است...

 

 

#سنگ_فرش_هر_خیابان_از_طلاست

کیم_وو_چونگ

 

مشاهیر جهان

‍ #معرفی_کتاب 

 

 

تنهایی_پر_هیاهو

بهومیل_هرابال

 

 

 

عنوان کتابی از بهومیل هرابال نویسنده اهل چک است.

کتاب روایت تک‌گویی درونگرایانه یک کارگر پرس به نام آقای هانتا است. او در زیر زمینی مرطوب که انبار کاغذ باطله است روزگار می‌گذراند و کتابهایی را که از سوی اداره سانسور به آن‌جا می‌آورند را خمیر می‌کند.

به طور مثال:

«اگر کسی می‌خواست کتابی را خمیر کند، باید سر آدم‌ها را زیر پرس می‌گذاشت، ولی این کار فایده‌ای نمی‌داشت چون که افکار واقعی از بیرون حاصل می‌شود…

 تفتیش کننده‌های عقاید و افکار در سراسر جهان، بیهوده کتاب‌ها را می‌سوزانند…» که اشاره به ممنوعیت کتاب‌ها و خفقان فرهنگیِ دوره‌ای از زندگی نویسنده دارد. 

هانتا کارگری روشن‌فکر از کشور چک است و این عاملی می‌شود تا خواننده در ذهن از او یک فعال سیاسی بسازد.

بهومیل در داستان از طنز پنهانی بهره می‌گیرد؛ گویی نویسنده دخالتی در این طنز نداشته و روند داستان و خود شخصیت‌ها چنین موقعیت‌هایی را به وجود می‌آورند. 

طنز موقعیت.

بعضی از جملات مکرر تکرار می‌شوند که ترجیع‌بند داستان را می‌سازند. آنقدر که وقتی به «سی و پنج سال است که …» برمی‌خوری خستگی سی و پنج ساله را در تن‌ات حس می‌کنی و جملهٔ دیگر: (آسمان عاطفه ندارد)

 نویسنده این‌گونه به روزها و سال‌های زندگی اشاره می‌کند که از پشت هم می‌آیند و می‌روند بی‌هیچ تغییری.

 هانتا تمام حواسش به عشقبازی با کتاب‌هاست و آسمان‌اش تکه‌ای خاکستری است از حفرهٔ بالای زیرزمین، زیرزمین نموری که در آن کار می‌کند.

دنیای هانتا پر از کتاب است، پر از ولع خوانش کتاب، جمع‌آوری کتاب‌های قوی ادبی و فلسفی، اگر چه دنیای‌اش تکراری است اما این عشق به او شادی می‌بخشد، به زندگی‌اش روح می‌دهد و سرشاری عمیقی از خواندن کتاب‌ها. پرس کردن کتاب‌ها هم دنیایی دارد، او بهترین صفحات کتاب را برای پرس باز می‌کند. تنها راه نفس عمیق در آن زیرزمین نمور و پر از موش برای او کتاب است و بس.

 وقتی از پرس کتاب حرف می‌زند انگار آن‌ها آدم‌هایی هستند که دستگاه، جسم و روح‌شان را می‌بلعد و استخوان های‌شان را می‌شکند.

سر و کلهٔ پرس عظیم‌الجثه که پیدا می‌شود دنیای هانتا نیز تغییر می‌کند.

به عشوه‌گری‌های کتاب‌ها اعتنایی نمی‌کند «نه، نه، به هیچ کتاب نباید نگاه کنی. مثل جلادی بی‌عاطفه باش»

هانتا مشروب‌خوار قهاریست بطری‌ها را یکی پس از دیگری خالی می‌کند برای بهتر فکر کردن «سی و پنج سال هم هست که دارم بی‌وقفه آبجو می‌خورم.

نه آن‌که از این کار خوشم بیاید.

از میخواره‌ها بیزارم.

 می‌نوشم تا بهتر فکر کنم، تا به قلب آنچه می‌خوانم بهتر راه یابم…» و آنگاه که با آمدن دستگاه پرس عظیم‌الجثه پا به دنیای دیگری می‌گذارد مشروب‌خواری‌اش برای فرار است، برای فراموشی، برای دیدن دنیای زیبای کتاب‌ها در رؤیا. اگر چه داستان یکسره از سر و صدا پر است_ فش فش جریان آب، هلهلهٔ سیفون کشیدهٔ توالت‌ها، قل‌قل آهنگین دستشویی‌ها و جریان کف آلود وان حمام‌ها… و خون و بوی عرق و نم، اگر چه اثر دست‌های خونی و مگس له شده را بر پیشانی هانتا کاملاً حس می‌کنی و موش‌هایی که در آن زیرزمین نمور زندگی می‌کنند و گاهی از آستین و لباس هانتا بیرون می‌زنند، اگر چه هانتا مدت‌ها حمام نمی‌رود و تمام این صحنه‌ها موبه‌مو جلوی چشمانت رژه می‌روند، اما جمله‌هایی که خون او را به جوش می‌آورد.

 

مشاهیر جهان

#__ادبیات___جهان___

 

میخواهم با کسی بروم که

من دوستش می‌دارم

نمیخواهم هزینه‌ی این

همراه شدن را

حساب و کتاب کنم،

یا اینکه به خوبی و بدی‌اش

فکر کنم،،،

حتی نمیخواهم بدانم

دوستم دارد یا نه!!

 

فقط میخواهم با آن کسی بروم

    که دوستش دارم....

 

 

      برتولت___برشت

مشاهیر جهان

‍ از دست دادنِ هر انسانی که از دست می دادم، آزار دهنده بود.

گرچه اکنون متقاعد شده ام که هیچکس کسی را از دست نمی دهد؛ 

زیرا هیچ کس مالکِ کسی نیست. 

این تجربه ی مهمِ آزادی ست :

"داشتنِ مهمترین چیزهای عالم بی آنکه صاحبشان باشی ... !"

 

 

پائولو_کوئلیو

برش کتاب: یازده دقیقه

 

مشاهیر جهان

واژه‌هایت‌ در قلب‌ من‌

دایره‌های‌ سطح‌ آب‌ را مانندند!

بوسه‌ات‌ بر لبانم‌،

به‌ پرنده‌یی‌ در باد می‌ماند!

چشمان‌ سیاهم‌ بر روشنای‌ اندامت‌،

فوّاره‌های‌ جوشان‌ در دل‌ شب‌ را یادآورند! 

 

فدریکو_گارسیا_لورکا

مشاهیر جهان

#یک_دقیقه_مطالعه 📚

 

کندوی عسل می تواند ساختار اجتماعی بسیار پیچیده ای داشته باشد و انواع مختلف زنبورهای کارگر را در خود جای دهد. اما تاکنون محققان موفق به یافتن زنبورهای وکیل نشده اند.

 

زنبورها احتیاجی به وکیل ندارند، چون خطر فراموش کردن یا نقض قانون اساسی کندو وجود ندارد. ملکه غذای نظافتچیان را با دوز و کلک از چنگشان درنمی آورد و آنها هم هرگز برای حقوق بیشتر اعتصاب نمی کنند. اما اینها کارِ همیشگی انسان است.

 

 

📕 انسان خردمند

نیک_گرگین

 

 

مشاهیر جهان

اگر میخواهید یک کشتی بسازید

به جای تقسیم وظایف 

و تشویق انسانها 

به آوردن ابزار و جستجوی چوب ...

اشتیاق پهنه ی نامحدود اقیانوس را 

در دل آنها زنده کنید ...

 

آنتوان_دوسنت_اگزوپری

 

مشاهیر جهان

ازمیان تمام چیزهایی که دیده‌ام

تنها تویی که می‌خواهم به دیدنش ادامه دهم 

از میان تمام چیزهایی که لمس کرده‌ام 

تنها تویی که می‌خواهم به لمس کردنش ادامه دهم.

 

خنده‌ی نارنج طعمت را دوست دارم.

 

چه باید کنم ای عشق؟

هیچ خبرم نیست که رسم عاشقی چگونه بوده است 

هیچ نمی‌دانم عشق‌های دیگر چه سان‌اند؟

من با نگاه کردن به تو

با عشق ورزیدن به تو زنده‌ام .

 

عاشق بودن، ذاتِ من است

 

پابلو_نرودا

ترجمه بابک_زمانی

 

مشاهیر جهان

قدر آدمهایی که زود عصبی میشن رو بدونید

اینا همون لحظه داد میزنن،

قرمز میشن،

قلبشون درد میگیره

دستشون میلرزه...

ولی واسه زمین زدنتون هیچ نقشه ای نمی کشن

اونا تمام نقشه شون همون عصبانیتشون بوده و تمام...

آدمهایی که زود عصبی میشن،

آدمهایی هستن که رفیق ترین

و صاف ترینند...

 

سافار

روانشناس بزرگ ایتالیایی

مشاهیر جهان

#پاراگراف

 

تمامی بشریت در عصر ما به اجزاء منقسم گشته است. همه سر در کار خود دارند. هر کسی خود را دور نگه می‌دارد، خودش را و اموالش را از دیگران پنهان می‌کند و با خود می‌گوید: «حالا چقدر قدرتمندم و چقدر در امنیت»، و از فرط دیوانگی نمی‌فهمد که هرچه بیشتر روی هم انبار کند، بیشتر در ناتوانی و نابودی فرو می‌شود. چون عادت کرده است تنها به خودش متکی باشد و خودش را از همگی ببُرد. خودش را طوری بار آورده است که به یاری دیگران، به آدمیان و به بشریت، ایمان نداشته باشد. تنها از ترس به خود می‌لرزد که مبادا پول و امتیازی که برای خودش به دست آورده، از دست بدهد. این روزها در همه جا دیگر نمی‌فهمند که امنیت واقعی در یگانگی جمعی یافته می‌شود، و نه در تلاش جدا افتاده فردی. اما این فردیّت سهمناک باید پایانی داشته باشد. و ناگهان همگی درخواهند یافت که چه غیرطبیعی از هم جدا مانده‌اند. این روح زمان خواهد بود، و مردم در شگفت می‌شوند که چطور این همه وقت در تاریکی نشسته بودند و روشنایی را نمی‌دیدند.

 

#فئودور_داستایفسکی

از رمان #برادران_کارامازوف

مشاهیر جهان

نه می‌توانیم بمیریم، نه می‌توانیم زندگی کنیم؛ نه توانیم همدیگر را ببینیم، نه می‌توانیم همدیگر را ترک کنیم؛ به تنگنای عجیبی افتاده‌ایم…

 

📚 گوشه نشینان آلتونا

👤 #ژان_پل_سارتر

 

 

مشاهیر جهان

بیشتر مردم در حقیقت در بیست یا سی سالگی می‌میرند!

 اگرچه به ظاهر زنده می‌مانند اما دیگر چیزی یاد نمی‌گیرند و انعکاسی از گذشته‌ی خود می‌شوند و در سال‌های بعدی خودشان را تکرار می‌کنند و ماشین‌وار آن‌چه را که بیش از بیست یا سی سال یاد گرفته‌اند، ناشیانه و به شکلی بدتر به نمایش درمی‌آورند!

 

 

#ژان_کریستف

#رومن_رولان

مشاهیر جهان

‌ آن لحظه‌ی شگرف را به یاد دارم
در مقابلم ظاهر شدی
چونان رویایی کوتاه
چونان روحی نیک و ناب
و من غرق در اندوه نومیدی
گمگشته در هیاهوی بلند دنیا
طنین صدایت را شنیدم
و گاه سیمای زیبایت را به خواب دیدم

سال‌ها گذشت
تندبادهای سهمگین و ویرانگر
درهم نوردید رویای مرا
آوای پُر مهرت را از یاد بردم
و نیز رخسار زیبایت را
و من غرق در انزوای تاریک خود
و روزهای کند و ملال‌آوری که طی شد
بی هیچ شکوهی، الهامی
بی هیچ حیاتی، اشکی، بی عشق

ناگاه روحم بیدار شد
و دگر بار تو در مقابلم پدیدار گشتی
چونان رویایی کوتاه
چونان روحی نیک و ناب
قلبم از شوق تپیدن گرفت
وجودم آکنده از شور و شادمانی
شکوه و الهام
و اشک و زندگی و عشق

 


📝 #الکساندر_پوشکین🍁
🖊 شاعر روسی
🔃 #مستانه_پورمقدم

▪️▪️▪️▪️▪️▪️

 

📝 #الکساندر_پوشکین
🎨 پرتره پوشکین، نقاش: #اورست_کیپرنسکی


"الکساندر سِرگِیویچ پوشکین" شاعر و نویسنده روسی سبک رومانتیسیسم،
پوشکین بنیان‌گذار ادبیات روسی مدرن به حساب می‌آید و برخی او را بزرگ‌ترین شاعر زبان روسی می‌دانند.